خرید بک لینک
می شوم مجنون و لیلایم توییآخرین سرمنزل راهم توییمن خموشم لیک گر گویم سخن واژه های گفتگوهایم توییمن بریدم دل ز هرچه آرزوستمنتهای آرزوهایم توییعاشق و سرگشته و حیران منمعشق بی مانند و همتایم توییمن فقیر و عاجز و غرق نیازناظر امروز و فردایم توییمی زنم فریاد من عبد توامحاکم و سلطان وآقایم توییخالق زیبایی و عین جمالشاهد و معشوق زیبایم توییکور گردم گر ببینم غیر توخالق چشمانم بینایم توییظاهر و باطن نهان و آشکاربر دل بینا هویدایم توییحاضر در اشکار و در نهانناظر اینجا و آنجایم توییخالق سرسبزی و باغ و درختدر میان ودشت و صحرایم توییآنکه پیدا جلوه اش در کوه و دشتجویبار و رود و دریایم توییاز برای این غریب و بی وجودسرور و سالار و آقایم تویینوشته شده توسط خداکرم غریبی در 23:57 |  لینک ثابت   • 

برچسب: نویسنده: کامران پورعلی تاريخ: دوشنبه 14 اسفند 1402 ساعت: 23:47

معدن و آدمیت همزادندآدمی بود و خدا بود و دگر هیچ نبود**** سرخوش و شاد که ابلیس دلش را بربودرانده شد ساکن این منزل خاکی گردید****بعد از آن بود که او را همه جا سختی بود بهر آسایش و از بهر جدایی ز خطر ****با زمین یار شد و تکیه بر این خاک نمود شد زمین معدن و انسان بشدی معدنکارمعدن و آدمی از روز ازل گشتند یارگشت در روی زمین کشف نمود **** تا که از خاک و زمین بود و نبود بهر آسایش خود، خورد و خوراک**** بهره گیرد و برد چندین سودتیز سنگی بگرفت و بشدی بهرشکار **** تا کند قّوت جان بهر وجودشد زمین معدن و انسان بشدی معدنکارمعدن و آدمی از روز ازل گشتند یار(دوره پارینه سنگی)بعد از ضربه سنگی بر سنگ**** آتش آورده بدست کرده درنگبعد از آتش و یک سنگ دگر **** بر کف آورده یکی چیز قشنگخود ندانست که کاشف گشته**** مس بدست آمده از کانه سنگشد زمین معدن و انسان بشدی معدنکارمعدن و آدمی از روز ازل گشتند یار(دوره مس و مفرغ)آهن آمد پس از آن به میان**** آدمی ساخت بس ابزار از آنتیغ و شمشیر و سپر گرز و سنان**** داس و گاوآهن و زوبین و کمانزندگی گشت گلستان از آن **** روزگاران همه آباد و جهان آبادانشد زمین معدن و انسان بشدی معدنکارمعدن و آدمی از روز ازل گشتند یار(دوره آهن)ای که امروز مهندس شده آماده بکار **** دل به دریا بزن ای مرد عمل معدنکارباید آماده پیکار شوی با که و سنگ**** بکنی رخنه در اعماق زمین لیل و نهارچرخ صنعت بود از همت تو در دوران **** همه مدیون تو هم صنعت و هم صنعتکارشد زمین معدن و انسان بشدی معدنکارمعدن و آدمی از روز ازل گشتند یارنوشته شده توسط خداکرم غریبی در 15:2 |  لینک ثابت   • 

برچسب: نویسنده: کامران پورعلی تاريخ: دوشنبه 14 اسفند 1402 ساعت: 23:47

صفحه بندی